کمالگرایی: در پژوهش حاضر برای سنجش کمال گرایی از مقیاس چند بعدی کمال گرایی فراست28 (1990) استفاده می شود.
اهمالکاری: منظور از اهمال کاری نمرهای است که فرد در مقیاس اهمال کاری سولومون و راث بلوم (1984) بدست میآورد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1- اهمال کاری
2-1-1- مقدمه
از نظر تاریخی اهمال کاری بر اساس دو دیدگاه قابل بررسی: دیدگاه نخست، آنرا یک پدیده نسبتاً تازه و دیدگاه دوم، آنرا پدیده تمام زمانها در نظر می گیرد که در سالهای اخیر افزایش یافته است (استیل29،2007). بر اساس دیدگاه دوم، هزاران سال است که تعلل به عنوان عقب انداختن کار امروز به فردا، ایجاد مشکل نموده است. برای مثال همورابی پادشاه بابل بر پایه قانون 283، به منظور جلوگیری از اهمال کاری قانون مهلت مقرر برای طرح شکایت را به ثبت رسانیده است. رومیان اهمال کاری را واگذاری کار امروز به فردا دانستهاند.
اولین بار کلمه اهمال کاری در سال 1548 در کتاب تاریخ ادوارد هال30 به کار رفت این کلمه در سال 1600 به گونه رایجی استفاده می شده است. در رمان های رمانتیک مثل رمان هملت31 از این کلمه استفاده زیادی شده است و این کلمه بیشتر در مورد افراد عاشقی که به دلیل اهمال کاری به معشوق نرسیده اند به کار رفته است. نقل قول های منفی در مورد این مفهوم تا سال 1800 به وجود نیامده است، در زمان انقلاب صنعتی این کلمه با اصطلاح ” تنبل عاصی یا گناهکار” مطرح شد.. این مفهوم در مواقع زیادی به معنای ” به تأخیر انداختن آگاهانه” ، ” انتخاب منع آگاهانه” به کار رفته است. در حال حاضر تنبلی را به معنی ” به تأخیر انداختن هدفمند ” تعبیر می کنند. افراد زیادی شروع و تکمیل تکالیف را به تأخیر می اندازند و اغلب احساس ناراحتی و مضطرب بودن به خاطر به تأخیر انداختن امور می کنند . این پدیده در پژوهش های روانشناختی و مداخلات بالینی اهمال کاری نامیده می شود. رومنز32 ریشه های فرم کنونی کلمه اهمال کاری را به شرح زیر ارائه داد: ” Pro” به معنای جلو، پیش، جانب و ” Crastinus” به معنای از فردا می آید. رومنز در مورد به تأخیر انداختن غیر ضروری هشدار داده است. (به نقل از استیل، 2007). از نظر لغوی واژه اهمال کاری معادل تعلل، سهل انگاری و به تعویق انداختن می باشد (الیس و نال، 1977 به نقل از فرجاد،1382).
2-1-2- تعریف اهمال کاری
اهمال کاری به معنای تأخیر در شروع یا تکمیل یک عمل هدفمند است(دیازمورالز،فراری و آرگومدو33 ، 2006). در یک تعریف دیگر اهمال کاری به معنای تأخیر غیر منطقی رفتار است(سابینی34 و سیلور35،1982؛ به نقل از درای دن و ننان36، 2002). اهمال کاری به تأخیر انداختن هدفمند شروع یا تکمیل تکلیف، است که در کل، تصمیم گیری را در بر می گیرد (به نقل از استیل، 2007). اهمال کاری هنر به امید فردا ماندن و اجتناب کردن از امروز است. (واتسون37، 2001).
تعریف لغوی اهمال کاری به معنای ” به تأخیر انداختن” است یعنی فرد، عمداً تصمیم می گیرد که کاری را بعداً انجام دهد. (مثل من تصمیم را تا چهارشنبه بعد به تأخیر می اندازم). این نمونه ای از به تأخیر انداختن برنامه ریزی شده است. برای این که همه شواهد موجود را قبل از تصمیم گیری بررسی کند. (درای دن، 2002).
درای دن (1994؛ به نقل از درای دن و ننان، 2002) اهمال کاری را به عنوان یک روش رفتاری حفاظت خود از تجربه حالت هیجانی ناخوشایند قلمداد می کند. (مثل فردی که ترجیح می دهد به جای نوشتن مجموعه ای از کارهای نوشتاری و مقاله ای تلویزیون تماشا کند، چون اگر کار نوشتن مقاله ها را شروع کند تحریک خیلی شدید تجربه می کند لذا از نوشتن امتناع می کند و تلویزیون تماشا می کند).
قدیمی ترین تعریفی که در مورد اهمال کاری ارائه شده است عبارت است از ” به تأخیر انداختن آگاهانه” و به نظر می رسد به تأخیر انداختن ،تصمیمی آگاهانه است (فراری و تایس38، 2002). با آغاز انقلاب صنعتی، معانی منفی تری از قبیل تنبلی39 و سستی به واژه اهمال کاری داده شد. تنبلی، اجتناب از کار را مشخص می کند و شامل دستکاری دیگران جهت انجام کار برای فرد اهمال کار است. فراری و همکاران اشاره کردند که رشد اقتصادی مدرن امروزی، اصطلاح تنبلی را به اجتناب از تکلیف تغییر داد و اهمال کاری را به عنوان تفکر غیر منطقی که از نظریه شناختی ناشی می شود، توصیف کرد. ویژگی های تفکر غیر منطقی شامل باورهای غیر منطقی، انتخاب های خود شکن است که اهداف را تحلیل می برد، ترس از شکست ایجاد می کند، ارضاء فوری می خواهد و دارای استانداردهای سطح بالا یا کمال گرایی است.
تعاریفی که در مورد اهمال کاری به عمل آمده است فوق العاده متنوع هستند. برخی از تعاریف تجربی به وجود آمده اند که صرفاً اهمال کاری را به عنوان نمره ای که فرد در آزمون های اهمال کاری می گیرد تعریف می کنند مثل مک کون40، 1987 ؛ سولومون41 و روث بلام42 ، 1986 اهمال کاری را به عنوان ” عمل غیر لازم به تأخیر انداختن کارها در لحظه تجربه کردن ناراحتی ذهنی” تعریف می کنند. والترز (2003) اشاره کرد تعریف اهمال کاری لازم است، با تمایل به تأخیر انداختن رفتار مربوط به هدف43، به میزانی که کار اختیاری یا تحمیلی باشد و خوشایند یا نا خوشایند باشد، ادراکات در مورد آنچه لازم است انجام شود تا کار کامل شود و سایر رفتارهایی که بین یادگیری کار و تکمیل آن رخ می دهد، انطباق داده شود. وی اشاره کرد، به نظر می رسد اهمال کاری شامل انحرافات بین آنچه باید انجام شود و آنچه واقعاً انجام می شود تعریف می شود. اهمال کاران اولویت بندی درست زمان و ارتباط اعمال کنونی با انجام اولویت های بالای کاری و رفتارهای مربوط به کار را از دست می دهند.
اهمال کاری به یک الگوی مزمن، چرخه ای اشاره می کند که در آن فردی که قادر است به خوبی کاری را انجام دهد، به گونه مکرر از شروع یا تکمیل کارهای شغلی امتناع میکند، در حالیکه باید کارهای شغلی مربوط به خودش را تا زمان ضرب العجل معینی تمام کند. برخی از افراد اهمال کار کارهای خود را تا آخرین دقیقه به تأخیر می اندازند اما در دقایق آخر به سرعت عمل می کنند، برای این که آن ها را سریعاً تمام کنند. از طریق اهمال کاری فرد، ممکن است دچار توهم شود، استعداد و توانایی خود را در برابر انجام کار، بیشتر از آنچه که هست برآورد کند، لذا انجام کارهای خود را تا آخرین دقیقه به تأخیر می اندازد، ممکن است در زمینه هیجان خواهی44 (جست و جوی هیجان) برای انجام کارهای تحت استرس، افراط کند یا ممکن است به خاطر پرخاشگری منفعلانه، خودش انجام کارهای خود را به تأخیر اندازد. (همان منبع)
با توجه به مطالب فوق، اهمیت موضوع تفاوت قائل شدن، بین تکمیل کارهای مجزا و تکمیل زنجیره بهم وابسته ای از رفتارهای مربوط به تکلیف که برای انجام برخی پروژه ها یا اهداف درازمدت لازم است، مطرح می گردد. اگرچه در برخی از مطالعات از قبیل وسپ45، 1986 پی برده اند که اهمال کاری از طریق سیستم کار به بخش های کوچک تر کاهش می یابد، اما هر قدر کار پیچیده تر باشد الگوهای رفتاری بهم وابسته و پیچیده تری نیز نیاز دارد. (آریلی و ورتنبروخ46، 2002).
اهمال کاری درسی نیز به شرح زیر تعریف می گردد. اهمال کاری مربوط به درس به عنوان یک الگوی پایا یا دوره ای توصیف می شود که در آن فردی که قادر است تکلیفی را انجام دهد، بطور مکرر و به موقع از آغاز و اتمام تکالیف یا فعالیت هایی که باید در قالب یک ضرب العجل معین انجام شوند، به خاطر پیامدهای منفی شکست از انجام آن امتناع می کنند. (الیس وناس به نقل از فرجاد، 1382).
2-1-3- رویکردهای اهمال کاری
رویکردهای گوناگونی در زمینه اهمال کاری ارائه شده است که در ادامه به آنها می پردازیم.
2-1-3-1- رویکرد فیزیولوژی
در مورد اهمال کاری از دیدگاه فیزیولوژی نیز بحث شده است. در این زمینه پژوهشی توسط استروپ47، اهمال کاری را به اختلالات و ضایعات جسمانی در مغز مخصوصاً در لب پیشانی، به ویژه نیمکره دوجانبه در گلوبوس پالیدوس48 (یکی از هسته های قاعده ای که به عنوان یک ساختمان تحریکی سیستم حرکتی خارج هرمی رفتارمی کند) مرتبط می دانند. کرتکس پیشانی (pfc) لب پیشانی که فرایندهای شناختی را کنترل می کند بسیاری از کارکردهایش به گونه عادی در زمینه فعالیت روزمره (مثل قضاوت، طرح ریزی، تفکر انتقادی، همدلی، فراخنای توجه، سازماندهی و غیره) به کار می رود. چون این بخش تکامل یافته ترین بخش مغز است(pfc)، لذا برای رفتار لازم در قلمرو اجتماعی که متعاقباً روی شخصیت ما تأثیر می گذارد مسئول است. ظرفیت فرد در ایجاد اهداف و رسیدن به آنها، به عنوان جنبه ای از شخصیت بالغ و اثر بخش ملاحظه می گردد. آن یک قرارداد اجتماعی یا اثر مصنوعی فرهنگی نیست. آن در ساختمان کرتکس پیشانی و روابطش پیچ در پیچ شده است. در صورتی که (pfc) دچار مشکل شود مشکلاتی در زمینه سازماندهی، سهل انگاری، قضاوت، فراخنای توجه و حواس پرتی به وجود می آید. Pfc سیگنال هایی به اعضا حسی و لمبیک مغز می فرستد. وقتی شخص به تمرکز نیاز داشته باشد، pfc دروندادهای حواس پرت کننده سایر نواحی مغز را کاهش می دهد. بنابراین در صورتی که مشکلی در قسمت pfc به وجود بیاید هیچ مکانیزم تصفیه کننده ای وجود نخواهد داشت. کم کاری pfc با اختلال کمبود توجه همراه است. ابعاد رفتاری لب پیشانی در زمینه فعالیت روزمره حیاتی است، و در هر لحظه فعالیت مربوط به لب پیشانی لازم و ضروری است. Pfc بهانه مشروع و قانونی برای افراد اهمال کار فراهم می سازد. (به نقل از حسینی و خیر 1388).
هیچ درمانی برای سهل انگاری بیولوژیکی ارائه نشده است. به هر حال کسانی که تبیین فیزیولوژیکی را تصدیق می کنند زمینه مناسبی را برای تنبلی افراد اهمال کار فراهم می کنند.
2-1-3-2- رویکردها رفتاری
این نظریات، تعلل ورزی را بر حسب نظریه تقویت تبیین می کنند، یعنی به تعویق انداختن کار برای فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام آن دارد (بریودی49، 1980، به نقل از بالکیس و دیورو50، 2007). در این دیدگاه هدف درمان کاهش نسبت یا درصد زمان تعلل و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می باشد. برای کاهش تعلل از روشهایی چون الگوسازی، مدیریت زمان و فنون برنامه ریزی استفاده می شود.روش شرطی سازی ابزاری به صورت ارائه جایزه در بین فاصله های مطالعه و از شرطی سازی کلاسیک برای تداعی با ساعتهای کار یا مطالعه استفاده می گردد. با وجود این باید توجه داشت که شرطی سازی در این شیوه مستلزم تمرین های مکرر می باشد و درمان های کوتاه مدت ممکن است شیوه ای موفق نباشد. یک مورد از مداخله در تعلل به این شیوه، توسط تاکمن و اسکونبرگ ارائه شده است. هدف این مداخله درمان نمی باشد بلکه کاهش فراوانی رفتاری ناخواسته است (اسکونبرگ و همکاران، 2004؛ به نقل از سلامتی،1385).
2-1-3-3- رویکردهای رفتار منطقی- هیجانی
این نظریات بر نقش باورهای غیر منطقی و چشم داشت های غیر واقع بینانه در اهمال کاری تأکید می کنند (بالیکس و دیوریو، 2007؛ به نقل از حسینی و خیر؛ 1388) و از آنجایی که افراد با کمال گرایی منفی دارای باورهای غیرمنطقی هستند، بیشتر به توضیح این نظریه می پردازیم. ویژگی رایج در چنین باورهایی، غیرمنطقی بودن آنها و درمان متداول در این دیدگاه رفتار درمانی منطقی- هیجانی می باشد (شهنی ییلاق و همکاران، 1385). این نظریه توسط الیس در سال 1955، ابداع گردید. ایده الی این نظریه آن است که افراد معمولاً همانطور که فکر می کنند، احساس و عمل می نمایند. مفهوم این ایده آن است که نظام باورهای افراد (افکار، سانادها و ارزش ها) احساس ها و اعمال آنها را بر می انگیزند (الیس و کنوس،2002). نظام باورها از دو قسمت باورهای منطقی و باورهای غیرمنطقی تشکیل شده است. باورهای منطقی باورهایی هستند که در کنار یکدیگر به طور منطقی قرار گرفته و واکنش های رفتاری و هیجانی، هدف های اساسی را ایجاد می نماید. باورهای غیرمنطقی باورهای ناخواستنی هستند، که واکنش های منفی مثل اضطراب و افسردگی ایجاد می کنند. نظریه رفتار منطقی- هیجانی روشی برای تعیین تمایز باورهای منطقی از باورهای غیرمنطقی ارائه نموده است. باورهای منطقی با واقعیت همخوانی بیشتری داشته، سالمتر بوده و با فلسفه کلی توان بخشی افراد به ایجاد رفتار و احساس مناستبر، هماهنگی دارد. از این دیدگاه، اهمال کاری نیز ریشه در عقاید غیرمنطقی دارد. الیس و نال (به نقل از فرجاد، 1382) در توضیح عوامل اهمالکاری به 3 تفکر غیرمنطقی افراد اهمالکار اشاره می کنند:
1- من باید کارم را خوب انجام دهم در غیر این صورت از کارم راضی نخواهم بود.
2- همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هرچه می خواهم برایم فراهم شود.
3- همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند.
در مورد اول، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست می شود. در مورد دوم، نتیجه ای که نصیب شخص می شود، رنجش و خصومت است. در مورد سوم نتیجه کار، اضطراب و ناامیدی همراه با پایین بودن سطح تمحل توانایی در برابر مشکلات است. در نتیجه این باورهای غیرمنطقی افراد ترجیح می دهند که انجام کار را به تعویق بیندازند. همچنین از دیدگاه الیس، عقب انداختن کارها علاوه بر باورهای غیرمنطقی از عوامل زیر منشاء می گیرد:
1-احساس خود کم بینی: یعنی فرد، خود را پایین تر از آنچه هست در نظر می گیرد. نتیجه چنین وضعی کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد. با کاهش عزت نفس بالطبع احساسات منفی و افکار آزار دهنده در شخصیت فرد رسوخ کرده و فرد آمادگی کار درست و صحیح (خوب) را از دست می دهد.
در افراد ضعیف و خود کم بین، خصوصیات روانی و رفتاری زیر دیده می شود:
آنها خود را افرادی ناتوان و فاقد استعداد می شمارند
افرادی که قادر به انجام کارز در حد مطلوب نیستند
افرادی که در اغلب کارهای مهم، با شکست مواجه می شوند
افرادی که به آینده خوش بین نیستند و نمی توانند به پیشرفت و ترقی خود در زندگی امیدوار باشند
افرادی که تحت تأثیر اندیشه های یاد شده، زندگی خود را باخته اند. این اندیشه ها شخص را از همه چیز باز می دارد و مانع تحمل در زندگی فرد می شود.
1- پایین بودن سطح تمحل (سرخوردگی: افراط در هر کاری می تواند منجر به پرتوقعی گردد. البته منظور از پرتوقعی، توقع بالا در انجام کارهاست که منجر به سرخوردگی می گردد. هنگامی که فرد توقع کار بالایی دارد، گونه ای ترس در فرد به وجود می آید که نکند توفیق من در حد انتظارم نباشد. بدین جهت برای فرار از سرخورده شدن از انجام کار و کوشش برای حل آن دست می کشد. در نتیجه نسبت به آن بی علایق می گردد. در واقع به گفته الیس، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت بالا، فرد را دچار ترس و اضطراب و فرار از کار خواهد کرد زیرا انتظار نتیجه ای بالاتر از توانایی ها و استعدادها، نه تنها تشویق برانگیز نیست بلکه مسبب بیزاری و انزجار نیز هست، زیرا باز به تأکید الیس، توانایی فرد نمی تواند بیش از حد کارایی او باشد. عدم امیدواری در پیشرفت کار نیز سبب رشد نگرانی و ترس در فرد می شود که بالطبع عدم موفقیت را افزایش می دهد. کم تحملی در برابر مشکلات، وقفه و رکودی در فرد به وجود می آورد که باعث انزجار می گردد. وقتی میزان توقع بیش از حد توانایی باشد به تأکید الیس کار نیز کسل کننده می گردد. در چنین وضعیتی شخص ساعت ها وقت خود را فدای آن می کند و به تفریح و کارهای دیگر می پردازد و یا حتی به استراحت و خواب مشغول می گردد. اما در عین حال عصبی و خسته نیز می شود و با دیگران رفتاری غیرقابل تحمل می کند به تعبیر الیس توقع بیش از حد توانایی، طفره رفتن و بی علاقگی را باعث می شود.
وین دایر نیز دلایل دیگری را درباره اهمال کاری یا تعلل ورزیدن بیان کرده است. به عقیده او ریشه تعلل ورزیدن چیزی جز خود فریبی و فرار از قبول مسئولیت نیست. به عقیده او بازدهی که فرد از تعلل ورزیدن به دست می آورد در مسائل زیر نهفته است:
– تعویق و تعلل ورزیدن در هر امری به فرد این امکان را می دهد تا از فعالیتهای ناخوشایند فرار کند. شاید از انجام دادن بعضی کارها واهمه داشته باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– از راه خودفریبی می تواند احساس آرامش کند. با دروغ گفتن به خود اقرار به این واقعیت سرباز می زند که اکنون فعال نیست و این لحظه را به بطالت می گذراند.
– تا زمانی که به تعلل ورزیدن خویش ادامه می دهد می تواند پیوسته همان گونه که هست باقی بماند. به این ترتیب لزوم تغییر کردن و قبول مخاطرات آنرا از زندگی خود حذف می کند.
– با انتظار بهتر شدن اوضاع می تواند راکد بنشیند و دنیا را به خاطر اندوه خود سرزنش کند.
– با دوری گزیدن از فعالیت هایی که مستلزم مخاطره است برای همیشه از احتمال شکست دوری می کند بدین ترتیب هرگز ناگزیر نمی شود تا با تردیدهایی که نسبت به خود دارد رو در رو مواجه شود.
– ابراز همدردی دیگران و دلسوزی خود را جلب می کند تا به خاطر احساس اضطرابی که ناشی از انجام ندادن کارهایی که می خواسته نکند و نکرده همواره آسوده بماند.
– با به تعویق انداختن کارها و آن وقت کمترین وقت را برای انجام آنها تخصیص دادن، می تواند عملکرد ناقص یا بد خود را به حساب کمی وقت بگذارد.
– با به تعویق انداختن کارها ممکن است بتواند شخص دیگری را برای انجام آن بیابد. به این ترتیب تعلل ورزیدن به صورت وسیله ای برای استفاده از دیگران در می آید (دایر، به نقل از آتش پور و امیری، 1376). نظریه رفتار منطقی- هیجانی می تواند، به خود مدیریتی افراد تعللی کمک کند. این کمک معمولاً از طریق بررسی شیوه، چگونگی و چرایی تفکر صورت می پذیرد. روش REBT51 رویکردی چند وجهی را معرفی می کند که افکار، رفتار و احساسات را وابسته به یکدیگر می داند و هنگامی که تلاش برای تغییر آنها صورت می پذیرد، هر سه وجه (شناختی، هیجانی و رفتاری) دخالت دارند. به عنوان مثال، در شیوه های شناختی، مورد بحث قرار دادن، در شیوه های هیجانی، تصویر سازی ذهنی و خود پذیری غیرشرطی و در شیوه های رفتاری تمرین خطر پذیری مورد استفاده قرار می گیرند. به علاوه، نظریه پردازان رفتار منطقی- هیجانی که در زمینه تعلل فعالیت می نمایند، تعلل را به عنوان یک مسئله هیجانی در نظر می گیرند و بر این باورند که، اغلب دانش آموزان هنگام انجام تعلل نسبت به خود خشمگین هستند.
برای توصیف دقیق این نظریه، توضیح ترکیب ABC ضرورت دارد. منظور از (A) موقعیتی است که فرد با آن رو به رو می شود، منظور از (B) تفکری است که فرد در رابطه با آن موقعیت دارد و منظور از (C) احساساتی است که فرد در آن موقعیت تجربه می نماید. از نظر الیس، موقعیت ها به تنهایی تعیین کننده احساس افراد نیستند بلکه باورها، افکار و تفسیری که افراد از موقعیت دارند در برانگیختن احساس مثبت و منفی و به دنبال آن نحوه عملکرد افراد تأثیر دراند. در صورت کاهش باورهای غیرمطنقی52، هیجان و رفتار فرد نیز به تبع آن کاهش می یابد. در این روش درمانی، ابتدا مراجعین با ویژگی های نظریه آشنا می شوند و در پایان از آنها خواسته می شود، مواردی از زندگی تعللی خود را به صورت C,B,A در نظر بگیرند و آن موراد را به صورت چرخه کامل ABCDE مورد بررسی قرار دهند. منظور از D، شیوه های بحث در مورد باورهای غیرمنطقی و منظور از E، شکل دهی و تجدید سازمان باورهای جدید می باشد. در شیوه های بحث در مورد باورهای غیرمنطقی از فرد خواسته می شود، باورهای غیرمنطقی خود را به چالش بکشد، به عنوان مثال «چه دلیل دارد که آنچه را که کسل کننده هست، نتوانم انجام دهم» و یا «امکان ندارد که همه وقایع آن طوری رخ دهند که من انتظار دارم». پس از انجام یک تحلیل کامل ABCDE از یک واقعه از مراجعین خواسته می شود که این شیوه را در مورد وقایع زندگی در خانه به کار ببرند و جلسه بعد در گروه درمانی آنرا بیان نمایند. در گروه درمانی ABCDE به طور کامل تحلیل خواهد شد،به صورتی که مراجعین به باروهای غیرمنطقی خویش پی برده و به تدریج باورهای جدید در آنها جایگزین گردد. در طی جلسه های درمان شرکت کنندگان، چندین بار سبک های غیرمنطقی خود را در چارچوب ABCDE می آزمایند و بازخورد می گیرند (اسن، هیول و اسبارد53، 2004، به نقل از سلامتی، 1385).

2-1-3-4- رویکردهای شناختی
هر چند زیر بنای نظری و فلسفی درمان شناختی بک و درمان منطقی- هیجانی الیس به هم نزدیک هستند و نقاط مشترک هر دو نظریه بیش از تفاوت های موجود بین آنهاست و می توان گفت شیوه درمانی الیس چارچوب فلسفی کامل تری از شناخت درمانی بک دارد، اما رفتار درمانی شناختی راهنمایی های عملی روشنی را در اختیار درمانگران قرار می دهد. در این رویکرد خطاهای شناختی و شناخت های ناسازگارانه عامل اصلی رفتارهای تعللی به شمار می روند. کنترل ناپذیری و خطر از مهم ترین متغیرهای پیش بین برای تعلل ورزی رفتاری به شمار می رود. افراد دارای تعلل ورزی بالا از نبود احساس کنترل شخصی، نداشتن احساس توانایی ادراک شده و خود کار آمدی پایین رنج می برند. به بیان دیگر، باورهای مرتبط با کنترل ناپذیری و خطر می توانند به کاهش بیشتر احساس کنترل شخصی بیانجامند و به دنبال آن افزایش اضطراب فرد برای انجام تکلیف و تعلل بیشتر او در آغاز و پی گیری انجام تکلیف در پی داشته باشد. ویژگی دیگر تفکر این افراد ترس از شکست و بدبینی درباره آینده، به ویژه درباره توانایی های خود در به دست آوردن نتایج خوشایند است. عدم اطمینان شناختی یکی دیگر از خصوصیات شناختی این افراد است و مربوط به باورهای فراشناختی افراد در زمینه بی کفایتی شناختی آنها می باشد. چنین باورهایی تا اندازه ای در نتیجه شکست هایی پیشین در پیدا کردن راه حل برای مسایل پیش روی آنهاست، برای نمونه این باور فرد که «به حافظه ام اعتماد ندارم». به بیان دیگر باورهای فرد در زمینه عدم اطمینان شناختی می تواند تعلل ورزی رفتاری را به خوبی پیش بینی کند. افرادی که باورهایی منفی درباره کفایت شناختی خود دارند، در مورد توانایی های خود در آغاز یا تکمیل تکلیف تردید دارند و این موضوع افزایش منفی انگیزیشی برای آغاز و تداوم تکلیف را در پی دارد، که در نهایت به افزایش رفتار تعلل ورزیدن در فرد می انجامد. هم چنین از آن جا که احساس بی کفایتی و خود- تردید از ویژگی های افراد دارای تعامل ورزی است، احتمال شکست را در آنها افزایش می دهد و احساس گناه، افسردگی و تعلل بیشتر را به دنبال دارد. عامل دیگر، خودآگاهی شناختی است که تمرکز و توجه فرد را درباره فرایندهای فکری خود بیان می نماید. خودآگاهی شناختی، تعلل ورزی رفتاری را به گونه ای منفی و معنی دار پیش بینی می نماید. به بیان دیگر هر چه خود آگاهی شناختی افراد کمتر باشد، تعلل ورزی در رفتار فرد بیشتر دیده می شود. در واقع هر چه آگاهی های فرد از اندیشه ها، باورها و فرایندهای فکری خود بیشتر باشد، بهتر و زودتر می تواند موقعیت های گوناگون را تحلیل کند و رفتار مناسبی را در پیش گیرد و کمتر احتمال دارد که در تصمیم گیری های خود تعلل ورزی نشان دهد (حسینی و خیر،1386).
نظریه درمان شناختی بر اساس فرضیه های زیر بنا شده است:
1- شناخت های ناسازگار منجر به رفتارهای ناسازگار و خود مغلوب سازی54 می شوند.
2- رفتارهای سازگار و خودافزونی55 مراجع را می توان به وسیله یادگیری وی در زمینه ایجاد افکار مثبت و خود افزاینده ترغیب و یا تحریک کرد.
3- می توان به مراجعین آموخت که چگونه افکار نا آشکار و خود مغلوب سازی خود را به افکار، نگرش ها و رفتارهای خود افزاینده تغییر دهند.
2-1-3-5-رویکردهای انگیزشی (تعلل به عنوان یک مشکل انگیزشی)
در این دیدگاه تعلل به دلیل تنبلی نیست، بلکه از آن جهت انجام می گیرد که افراد تعللی علاقمند به انجام فعالیت دیگری هستند. این فعالیت ها معمولاً مواردی چون اوقات فراغت، لذت از ارتباطات اجتماعی، تماشا کردن تلوزیون و کار با اینترنت را در بر می گیرد. روانشناسان و مشاورینی که این دیدگاه را پذیرفته اند، معمولاً به ادراک زمینه کامل رفتار مورد نظر گرایش دارند. آنها به این زمینه به عنوان موقعیت انتخاب هر نوع فکر یا فشار انگیزشی معینی توجه می نمایند. تعلل در یک موقعیت تحصیلی به این معنی است که فشار انگیزشی مطالعه کمتر از فشار انگیزشی سایر افکار در آن موقعیت می باشد. نتیجه این فرایند، رفتار تأخیری در زمینه مطالعه می باشد. از نظر پژوهشگران این دیدگاه دلایل عمده تعلل تحصیلی عبارتند از:
1- ارزش نسبتاً پایین تکلیف دراز مدت.
2- انتظار نسبتاً پایین افراد تعللی برای انجام این تکالیف به صورت موفقیت آمیز.
3- تأخیر نسبتاً طولانی در ارائه جایزه برای انجام تکالیف دراز مدت.
4- حساسیت نسبتاً بالای افراد تعللی نسبت به تأخیر در جایزه.
مداخله مبتنی بر دیدگاه انگیزشی در کاهش تعلل می تواند بر عوامل زیر تمرکز یابد:
1- افزایش خود گردانی (از طریق تعیین هدف ها، اداره پیشرفت و مدیریت زمان).
2- افزایش خودکار آمدی (از طریق تشویق تجربه های موفقیت آمیز و اصلاح باورهای غیرمنطقی)
3- جلوگیری از حواس پرتی.
2-1-3-6-اهمال کاری به عنوان یک عادت
در این دیدگاه تعلل به عنوان یک عادت مطرح است. عادت ها در تعلل، کنترل بر رفتار را کاهش داده که در نهایت منجر به کاهش انتظار خودکار آمدی فرد می شود. با در نظر گرفتن تعلل به عنوان عادت، دشواری هایی در درمان کامل تعلل ایجاد می گردد. بنابراین، هدف رویکردهای درمانی مبتنی بر این دیدگاه، درمان نیست بلکه القاء سطح معینی از کنترل یا نگهداری رفتارهای تأخیری در یک نسبت طبیعی می باشد. در این روش، از مداخله هایی چون مدیریت تکلیف که بر تجدید ساختار محیط، آموزش رفتارهای سازگارانه افزایش مسئولیت پذیری فردی و استفاده از نفوذ اجتماعی تأکید دارد، استفاده می شود (شهنی ییلاق و همکاران، 1385).
2-1-3-7- اهمال کاری به عنوان یک اختلال شخصیتی
در این دیدگاه تعلل به عنوان ضعف وجدان (با ویژگیهایی چون، بی ارادگی، نداشتن پشتکار، تنبیل، عدم توجه و ضعف قدرت طلبی) شناخته شده است. افراد تعللی احتمالاً ویژگی های افراد تکانشی را دارند (مک کان، جانسون و شور، 1993) اگر چه تعلل به عنوان وجه تمایزی در کتابچه آمار و تشخیص اختلالات روانی تجدید نظر شده چهار 56 (DSM-IV-R)، انجمن روانپزشکان آمریکا در نظر گرفته نشده است، اما تعلل مزمن به عنوان سطح پایین وجدانی بودن می تواند در این طبقه بندی جای گیرد.
در درمان رویکرد تعلل به عنوان اختلال شخصیتی انواع متفاوت روان درمانی ها برای هر بیمار بر مبنای سطح افراط، عملکرد بد و کمبود در نظر گرفته می شود. درمان های جدید بر جنبه های خاص اختلال، توجه داشته و فنون خاصی را با توجه به نوع مسئله و سطح واکنش بیمار انتخاب می نمایند. همچنین سایر روش های درمانی با توجه به هدفهای درمانی (درمان ساده رفتاری در مقابل درمان پیچیده عادتی)، عمق تجربه درمان بیمار (بررسی خودآگاه بیمار در مقابل ناخودآگاه بیمار) و درجه راهنمایی درمانگر (درمان مستقیم در مقابل غیرمستقیم) مورد استفاده قرار می گیرد (ساندرسن و کلارک، 1994؛ به نقل از سلامتی، 1385).

2-1-4- ویژگی های افراد اهمال کار
افراد اهمال کار دارای ویژگی های زیر هستند: (به نقل از درای دن و ننان، 2002) :
• به گونه افراطی انجام کارها را به تأخیر می اندازند. لذا کارها را تا زمانی نا مشخص در آینده به تأخیر می اندازند. تکیه کلام آنان در این زمینه این است بالاخره آن را انجام خواهم داد. مثل دانش آموزی که می گوید “بالاخره اگر من تصمیم بگیرم درس بخوانم می توانم موفق شوم”. کلمه بالاخره در جمله این دانش آموز معلوم نیست به چه زمانی در آینده مربوط می شود. فرد اهمال کار چون از سر طفره رفتن صحبت می کند به عنوان دروغگو نیز معرفی می شود.
• افراد اهمال کار از بیان اطلاعات درباره توانایی های خود اجتناب می کنند، لذا تکالیف سطح پایین را ترجیح می دهند.
• برآورد زمانی ضعیفی دارند، یعنی مدت زمانی که برای انجام یک تکلیف برآورد می کنند نادرست است.
• گرایش به گذشته دارند، بیشتر بر مبنای افکار و باورهای مربوط به گذشته عمل می کنند نه بر مبنای قصد و نظر خود در زمان حال.
• دارای عزت نفس پایین هستند.
• کمال پرست هستند.
• اهل رقابت نیستند.
• حالت خود فریبی دارند.
• دچار اضطراب و افسردگی هستند.
• اقدام به خود معلول سازی می کنند. یعنی وقتی می خواهند یک کار ضروری را در قالب یک ضرب العجل انجام دهند، برای این که کار اصلی را انجام ندهند وقت خود را برای کارهای غیر ضروری تلف می کنند.
• در زمینه تصمیم گیری مشکل دارند. یعنی تصمیم گیری در مورد انجام امور را به تأخیر می اندازند.
• متخصص در زمینه تلف کردن وقت هستند.
• لذت آنی را به لذت های درازمدت ترجیح می دهند.
• از کسانی که در مورد نحوه گذراندن وقت از آنان سؤال می پرسند ناراحت می شوند.
• حالت خود تردیدی دارند. به توانایی های خود شک دارند.
• اهل تلاش و سماجت نیستند.
• از موقعیت های سخت و چالش انگیز که دارای تقویت های درازمدت است اجتناب می کنند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید